ترجمه دون

شنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٥

My Immortal- Evanescence... نا ميرای من

بیا ببین کهکشان راه شیری ردپاهایت را ... ستاره بارا ن من...

این ترجمه با احترام، تقدیم میشه به سفارش دهندش.

حال زندگی هرچه می خواهد... باشد...

My Imortal

By

Evanescence

محوپذیری

I'm so tired of being here
Suppressed by all my childish fears
And if you have to leave I wish that you would just leave
Cause your presence still lingers here
And it won't leave me alone

These wounds won't seem to heal
This pain is just too real
There's just too much that time cannot erase

When you cried I'd wipe away all of your tears
When you'd scream I'd fight away all of your fears
And I've held your hand through all of these years
But you still have all of me

You used to captivate me by your resonating light
Now I'm bound by the life you left behind
Your face it haunts my once pleasant dreams
Your voice it chased away all the sanity in me

These wounds won't seem to heal
This pain is just too real
There's just too much that time cannot erase

When you cried I'd wipe away all of your tears
When you'd scream I'd fight away all of your fears
And I've held your hand through all of these years
But you still have all of me

I've tried so hard to tell myself that you're gone
But though you're still with me
I've been alone all along

When you cried I'd wipe away all of your tears
When you'd scream I'd fight away all of your fears
And I've held your hand through all of these years
But you still have all of me
me

Evanescence

نامیرای من

چقدر از اینجا بودنم خسته ام

و منکوب همهء ترسهای کودکانه ام

اگر مجبور رفتنی، کاش فقط می رفتی

که حضورت هنوز اینجا مردد رفتن است

و هرگز تنهایم نمی گذارد

این زخمها انگار بنای رها کردنم را ندارند

و این درد ... واقعی تر از آنچه باید،

آنقدر هست که زمان هم عاجز مانده از زدودنش

اگر می گریستی همه اشکهایت راپاک می کردم

فریاد اگر میزدی ، به جنگ همهء ترسهایت میرفتم

همهء این سالها نگاهت داشته ام

اما هنوز تمام من را در خود گرفته ای

با نور طنین اندازت اسیرم می کردی

حالا محصور این زندگیم که از خودت بجا گذاشتی

چهره ات ... تداعی رؤیاهای قدیمها شیرینم

 و صدایت ...که همه هشیاریم را پراند

این زخمها انگار بنای رها کردنم را ندارند

و این درد ... واقعی تر از آنچه که باید،

آنقدر هست که زمان هم عاجز مانده از زدودنش

اگر می گریستی تمام اشکهایت راپاک می کردم

فریاد اگر میزدی ، به جنگ همهء ترسهایت میرفتم

همهء این سالها نگاهت داشته ام

اما هنوز تمام من را در خود گرفته ای

 چقدر برای خودم تکرار کرده ام که تو رفته ای

اما هنوز هم با منی

       ودر این همیشه ها، تنها بوده ام

اگر می گریستی تمام اشکهایت راپاک می کردم

فریاد اگر میزدی، به جنگ همهء ترسهایت میرفتم

همهء این سالها نگاهت داشته ام

اما هنوز همهء من را در خود گرفته ای

من را

من را

تو ضیح 1 : واژهء " Evanescence " طبق تحقیقات بنده، می تونه به منای " محو پذیری " باشه.

توضیح 2: همهء کارهایی که در ترجمه دون ترجمه شده، چه به صورت ویدئو کلیپ یا mp3  آماده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

میثم امامی
 
جمعه ٢۳ دی ،۱۳۸٤

اول می

برای خودم...تقديم به ميثم دوازده ساله ای که خيلی دلم برايش تنگ شده...

 

 

 http://musicmoz.org/img/editors/sounddude/bee-gees01.jpg

 

 

The First of MAY

By: Barry, Robin, Maurice GIBB

 

When I was small, and Christmas trees were tall,
we used to love while others used to play.
Don't ask me why, but time has passed us by,
some one else moved in from far away.

(chorus)
Now we are tall, and Christmas trees are small,
and you don't ask the time of day.
But you and I, our love will never die,
but guess who'll cry come first of May.

The apple tree that grew for you and me,
I watched the apples falling one by one.
And I recall the moment of them all,
the day I kissed your cheek and you were gone.

(chorus...)

When I was small, and Christmas trees were tall,
do do do do do do do do do...
Don't ask me why, but time has passed us by,
some one else moved in from far away

.......................................

 

http://www.supermusic.sk/obrazky/8349_BeeGees.jpg 

 

 

ترانهء اول می

نوشته و اجرای : بری، رابین و موریس گیب (گروه Bee Gees )

 

کوچک که بودم و درختهای کریسمس بلند

ما مشغول مشغله های عاشقی و دیگران بازی...

نپرس چرا، اما زمان از کنارمان گذشت

کسی دیگر انگار از جایی دور دور ساکن روزهایمان شد

 

(همسرایی)

حالا ما بلندیم و درختهای کریسمس کوچک شده اند

و تو نمی پرسی چه وقت روز است

اما من و تو عشقان همیشه و هنوز،

اما انگار کسی که خواهد گریست، اول "می" می آید

 

درخت سیبی برای من و تو بزرگ شد،

به تماشای افتادن یکی یکی سیبهایش نشستم،

وبه یاد می آورم لحظه لحظهء همه شان را

روزی که گونه ات را بوسیدم و تو رفتی

 

(همسرایی)

حالا ما بلندیم و درختهای کریسمس کوچک شده اند

و تو نمی پرسی چه وقت روز است

اما من و تو که عشقان همیشه و هنوز،

اما انگار کسی که خواهد گریست اول "می" می آید

 

کوچک که بودم و درختهای کریسمس بلند

دو دو دو دو دو دو دو دو دو...

نپرس چرا، اما زمان از کنارمان گذشت

کسی دیگر انگار از جایی دور دور ساکن روزهایمان شد

 

 

ترجمهء میثم امامی

 

 

 

 

میثم امامی
 
جمعه ۱٩ فروردین ،۱۳۸٤

ترک عادت... لينکين پارک

LINKIN PARK LYRICS

 

http://www.lp_forever.blogger.com.br/disk_bth.jpg


"Breaking The Habit"

Memories consume
Like opening the wound
I'm picking me apart again
You all assume
I'm safe here in my room
Unless I try to start again

[Bridge:]
I don't want to be the one
The battles always choose
'Cause inside I realize
That I'm the one confused

[Chorus:]
I don't know what's worth fighting for
Or why I have to scream
I don't know why I instigate
And say what I don't mean
I don't know how I got this way
I know it's not alright
So I'm breaking the habit
I'm breaking the habit
Tonight

Clutching my cure
I tightly lock the door
I try to catch my breath again
I hurt much more
Than anytime before
I had no options left again

[Bridge:]
I dont want to be the one
The battles always choose
'Cause inside I realize
That I'm the one confused

[Chorus:]
I don't know what's worth fighting for
Or why I have to scream
I don't know why I instigate
And say what I don't mean
I don't know how I got this way
I'll never be alright
So, I'm breaking the habit
I'm breaking the habit
Tonight

[Bridge:]
I'll paint it on the walls
'Cause I'm the one at fault
I'll never fight again
And this is how it ends

[Chorus:]
I don't know what's worth fighting for
Or why I have to scream
But now I have some clarity
to show you what I mean
I don't know how I got this way
I'll never be alright
So, I'm breaking the habit
I'm breaking the habit
I’m breaking the habit
Tonight

 

ترک عادت

لینکین پارک

 

http://www.swr3.de/__pix/cover/160x139/10569.jpg

 

 

خاطرات تحلیل می روند

مثل سرباز کردن زخم

دارم خودم را تکه تکه می کنم

تو فقط فرض می کنی

که من اینجا در اتاقم سالم و سرحالم

مگر اینکه دوباره شروع کنم [به نا آرامی]

 

[ اتصال بین دو قطعه:]

نمی خواهم کسی باشم

که نبردها همیشه انتخابش می کنند

چون از درون دریافته ام

که من همانیم که گیج شده است

 

[همخوانی:]

نمی دانم چه چیزی ارزش مبارزه کردن را دارد

یا چرا باید فریاد بزنم

نمی دانم چرا باز هم به هیجان می آیم

و چیزی می گویم که منظورم نیست

نمی دانم چرا در این راه افتادم

می دانم که این راه درستی نیست

پس، دارم عادت را ترک می کنم

امشب

دارم عادت را ترک می کنم

 

همینطور که به این چاره ام چنگ می زنم

در را محکم قفل می کنم

سعی می کنم دوباره نفس تازه کنم

حالا از همیشه بیشتر درد می کشم

باز هم هیچ چاره ای نداشتم

 

[اتصال:]

نمی خواهم کسی باشم

که نبردها همیشه انتخابش می کنند

چون از درون دریافته ام

که من همانیم که گیج شده است

 

[همخوانی:]

نمی دانم چه چیزی ارزش مبارزه کردن را دارد

یا چرا باید فریاد بزنم

نمی دانم چرا باز هم به هیجان می آیم

و می گویم آنچه که منظورم آن نیست

نمی دانم چرا در این راه افتادم

 دیگر هرگز خوب نمی شوم

پس، دارم عادت را ترک می کنم

امشب

دارم عادت را ترک می کنم

 

 

[اتصال:]

روی همهء دیوارها این را نقاشی می کنم

چون همهء اینها تقصیر من است

دیگر هرگز میارزه نمی کنم

و همه چیز اینطور تمام می شود

 

[همخوانی:]

نمی دانم چه ارزش مبارزه کردن را دارد

یا چرا باید فریاد بزنم

نمی دانم چرا باز هم به هیجان می آیم

و می گویم آنچه که منظورم آن نیست

نمی دانم چرا در این راه افتادم

 دیگر هرگز خوب نمی شوم

پس، دارم عادت را ترک می کنم

امشب

دارم عادت را ترک می کنم

 دارم عادت را ترک می کنم

امشب

دارم عادت را ترک می کنم

 

 

ترجمهء میثم امامی

 

20/1/84

 

 

 

 

 

میثم امامی
 
چهارشنبه ۱۸ آذر ،۱۳۸۳

او...(SHE)...موزيک پايانی فيلم ناتينگ هيل

Song: She

Artist: Elvis Costello

http://www.sheetmusicworld.co.uk/shop_image/product/thb_AM959960.jpg

She
May be the face I can't forget
The trace of pleasure or regret
May be my treasure or the price I have to pay
She
May be the song that summer sings
May be the chill that autumn brings
May be a hundred different things
Within the measure of a day

She
May be the beauty or the beast
May be the famine or the feast
May turn each day into a heaven or a hell
She may be the mirror of my dreams
The smile reflected in a stream
She may not be what she may seem
Inside her shell

She
Who always seems so happy in a crowd
Whose eyes can be so private and so proud
No one's allowed to see them when they cry
She
May be the love that cannot hope to last
May come to me from shadows of the past
That I'll remember till the day I die

She
May be the reason I survive
The why and wherefore I'm alive
The one I'll care for through the rough in ready years
Me
I'll take her laughter and her tears
And make them all my souvenirs
For where she goes I've got to be
The meaning of my life is

She
She, oh she

 

http://www.popentertainment.com/notting.gif

 

 

"او"

خواننده: الویس کاستلو

 

او

شاید همان چهره ای باشد حک شده بر دیواره های دلم

راهی به سوی آرامش یا افسوس

شاید گنج یافته ام باشد یا بهایی که باید بپردازم

او

شاید آوازی باشد از لبان تابستان

یا خنکایی ار سوی پاییز

می تواند صدها چیز متفاوت باشد

هر آنچه یک روز کامل به همراه دارد

 

او

شاید دیو باشد...یا دلبر

خشک سالی... یا سالی که پر از خوشی هاست

که می تواند هر روز را جنتی سازد یا جهنمی

او شاید آیینهء رؤیاهای من باشد

تصویر تبسمی افتاده بر تن جویبار

اوشاید همانی نباشد که از درون صدفش پیداست

 

او

همان لبان همیشه خندان میان جمع

با چشمانی  شکوهمند و شرمسار

و کسی را نشاید دیدن بارش آن ابرهای بهار

او

شاید عشقی باشد، بی امیدی ادمه را

شاید به سویم آید از طرف سایه های گذشته ها

آنگونه که به یادش بیاورم تا روز پایانم

 

او

شاید دلیل ماندنم باشد

"چرا" و "چونکهء" سؤال ماندنم

اویی که میان روزهای سخت پیش رو، نگاهش خواهم داشت

 

من

اشکها و خنده هایش را درونم جمع می کنم

و از همه شان یادگاری می سازم برای خودم

آخر هرجا که او هست...باید که باشم

معنای بودنم، تنهای تنها

اوست

او...تنها...او

 

                                (ترجمهء میثم امامی)

83/9/18

 

"او" را، برای او نوشتم...برای بانوی دلم، همان همراه راه، هم پنجرهء نگاه و هم حنجرهء...آه...پیشکش بانو...

 

 

 

میثم امامی
 
یکشنبه ۸ شهریور ،۱۳۸۳

برداشتی آزاد از ( Dust In The Wind)

 

Dust In The Wind

By

Sarah Brightman

 

http://www.vuestrasfotos.com/data/media/17/sarah_newa_age_heee.jpg

 

 

 

I close my eyes, only for a moment and the moment's gone.
All my dreams pass before my eyes in curiosity.
Dust in the wind.
All they are is dust in the wind.
Same old song.
Just a drop of water in an endless sea.
All we do crumbles to the ground, though we refuse to see.
Dust in the wind.
All we are is dust in the wind.

Don't hang on, nothing lasts forever but the earth and sky.
It slips away and all your money won't another minute buy.
Dust in the wind.
All we are is dust in the wind.
Dust in the wind.
Everything is dust in the wind.

همه بند پایانی قصه ایم...همه آخرین بیت یک تک غزل...تمامی عبوریم بر رهگذار...همه ذره هاییم در این غبار...تمامی فراموش یک لحظه یاد...تمامی غباریم در دست باد...

 

غباریست در دست باد... ( برداشتی آزاد )

 

دمی چشم برهم گذاریم و بعد...همان دم غباری شده دور دور

میان شگفتی میان هراس...همه خوا بها سواری شده بر ستور

غباریست در دست باد...

تمامی غبارست در دست باد...

همان ساز پیشین که می خواند باد...

چنان قطره بر پهنهء بی کران،

همه کر ده هامان ز هم بگسلد بر زمین...هر آنسان که نادیده انگاریش، هرآنسان که چشمت بگوید نبین...

غباریست در دست باد..

تمامی غباریم در دست باد...

 

چه بیهوده آویز بودن شدیم...همه در زوالیم جز آسمان، جز زمین

چه آرام این لحظه ها می رود... وقارون نشاید که بازش ستد یک دمی...

غباریست در دست باد

تمامی غباریم در دست باد...

تمامی غبارست در دست باد

                                          8/6/83

 

این برداشت آزاد رو با کمال ا فتخار تقدیم می کنم به دوست، و استاد عزیزو بزرگوارم جناب آقای حامد عبدی... امیدوارم این هدیهء ناقابل رو از شاگرد کوچکشون بپذیرند...

 

میثم امامی
 
چهارشنبه ۳۱ تیر ،۱۳۸۳

بی حسی (Linking Park)

LINKIN PARK LYRICS
http://www.sanity.com.au/coverscan/525000/524561.jpg
"Numb"

I'm tired of being what you want me to be
Feeling so faithless lost under the surface
Don't know what you're expecting of me
Put under the pressure of walking in your shoes
(Caught in the undertow just caught in the undertow)
Every step that I take is another mistake to you
(Caught in the undertow just caught in the undertow)

[Chorus]
I've become so numb I can't feel you there
I've become so tired so much more aware
I'm becoming this all I want to do
Is be more like me and be less like you

Can't you see that you're smothering me
Holding too tightly afraid to lose control
Cause everything that you thought I would be
Has fallen apart right in front of you
(Caught in the undertow just caught in the undertow)
Every step that I take is another mistake to you
(Caught in the undertow just caught in the undertow)
And every second I waste is more than I can take

[Chorus]
I've become so numb I can't feel you there
I've become so tired so much more aware
I'm becoming this all I want to do
Is be more like me and be less like you

And I know
I may end up failing too
But I know
You were just like me with someone disappointed in you

[Chorus]
I've become so numb I can't feel you there
I've become so tired so much more aware
I'm becoming this all I want to do
Is be more like me and be less like you

[Chorus]
I've become so numb I can't feel you there
I'm tired of being what you want me to be
I've become so numb I can't feel you there
I'm tired of being what you want me to be


چه بگویم...از حسی که نمی شناسم...از چیزی که اسیرش هستمو...نمی شناسمش...گویی همزادی بوده برایم...همزادی غریب...چه بگویم نازنینم...از ندیدنت و...دلی...که...دیگر...برایت...تنگ...نمی شود...چه بگویم از حس هیچ...حس نداشتن...نه اشکی باقیست از فرط گریستن و نه حرفی از شدت سکوت...حس غhttp://whipbeat.com/images/lpnumb1.jpgریبیست..حسی ماندنی...حسی مثل...بی حسی

بی حسی (ترجمهء میثم امامی)

 

از بودن آنچه تو می خواهی باشم، خسته ام

با حسی آمیخته از بی ایمانی و گم شد گی زیر سطح

نمی دانم از من چه می خواهی

زیر فشارِ " همچون تو بودن" له می شوم

(در آنچه می خواهم نباشم گیر افتاده ام، من در آنچه می خواهم نباشم گیر افتاده ام)

هر قدم که بر می دارم، تو آنرا اشتباه دیگری می دانی

(در آنچه می خواهم نباشم گیر افتاده ام، من در آنچه می خواهم نباشم گیر افتاده ام)

 

[همخوانی]

آنقدر بی حس شده ام که حضورت را حس نمی کنم

چقدر خسته شده ام و بیش از آن، آگاه

به این حس که می رسم، هیچ نمی خواهم جز اینکه،

بیشتر خودم باشم و کمتر مانند تو

 

نمی بینی چگونه داری خفه ام می کنی؟

از هراس از دست دادنم، دیوانه وار در آغوشت می فشا ریم

چون همهء تصوراتت از من،

در مقابل د ید گا نت فرو پاشیده است

(در آنچه می خواهم نباشم گیر افتاده ام، من در آنچه می خواهم نباشم گیر افتاده ام)

هر قدم که بر می دارم، تو آنرا اشتباه دیگری می دانی

 (در آنچه می خواهم نباشم گیر افتاده ام، من در آنچه می خواهم نباشم گیر افتاده ام)

و هر ثانیه که در این میان تلف می شود، بیش از آنست که بتوانم جبرانش کنم

 

[همخوانی]

آنقدر بی حس شده ام که حضورت را حس نمی کنم

چقدر خسته شده ام و بیش از آن، آگاه

به این حس که می رسم، هیچ نمی خواهم جز اینکه،

بیشتر خودم باشم و کمتر مانند تو

 

و می دانم،

شاید کارم با شکست پایان پذیردhttp://www.lpalliance.net/pics/videos/numb/numb14.jpg

اما می دانم،

تو هم درست مانند من بودی، با وجودی مأ یوس در درونت

 

[همخوانی]

آنقدر بی حس شده ام که حضورت را حس نمی کنم

چقدر خسته شده ام و بیش از آن، آگاه

به این حس که می رسم، هیچ نمی خواهم جز اینکه،

بیشتر خودم باشم و کمتر مانند تو

 

[همخوانی]

 

آنقدر بی حس شده ام که حضورت را حس نمی کنم

از بودن آنچه تو می خواهی باشم، خسته ام

آنقدر بی حس شده ام که حضورت را حس نمی کنم

از بودن آنچه تو می خواهی باشم، خسته ام

 

                                                          30/4/83

تر جمهء" بی حسی" رو تقدیم می کنم به دوست و همکلاسی عزیزم عباس رجب سلمانی، نویسندهء وبلاگ کلاغ امیدوارم بپسنده و با نظراتش کمک کنه ترجمهء بهتری از آب در بیاد ( اگر تو کامنتت چرت و پرت بگی می کشمت کلاغ!!!)

 

برای دريافت اين موزيک روی Numb کليک کنيد...

 

 

 

 

 

 

 

میثم امامی
 
یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ،۱۳۸۳

زمانی برای ما

A Time For Us (Love Theme From Romeo and Juliet)

- Artist: Johnny Mathis

 

A time for us, some day there'll be
When chains are torn by courage born of a love that's free
A time when dreams so long denied can flourish
As we unveil the love we now must hide

A time for us, at last to see
A life worthwhile for you and me

And with our love, through tears and thorns
We will endure as we pass surely through every storm
A time for us, some day there'll be a new world
A world of shining hope for you and me

And with our love, through tears and thorns
We will endure as we pass surely through every storm
A time for us, some day there'll be a new world
A world of shining hope for you and me

A world of shining hope for you and me

 

 

از رؤیاهایمان می گزریم،از خواسته هایمان که هرچند معقول و هرچه صحیح...از احساسمان هم میگذریم، هر قدر محترم و ارزشمند برایمان...از خو دمان حتی...و از آنجه برایمان قرار داده شده...از همه اینها می گذریم، برای چه؟ برای روزی یا لحظه ای، برای زمانی...زمانی برای ما....

 

زمانی برای ما...(جانی ماثيس)http://www.unca.edu/housing/images/services/video-game-lending-library/videos/covers/romeo+juliet.jpg

 

زمانی برای ما، روزی خواهد آمد،

روزی که زنجیرها گشوده می شوند، با نیروی شجاعتی زاییدهء عشقی آزاد و رها

زمانی برایی شکوفایی رؤیاهای چه بسیار انکار شدهءمان

وقتی نقاب از عشقی برمی داریم که امروز محکوم به پنهان کردنش هستیم

 

زمانی برای ما، وقتی سر انجام پی می بریم،

به زندگی ارزشمندی که برای توست و از آن من

 

و با حضور عشقمان، از میان اشکها و خارو خسها،

با بردباری به پیش می رویم و با ا طمینان از همهء طوفانها می گزریم

زمانی برای ما، روزی خواهد رسید که دنیایی نو به رویمان آغوش می گشاید

دنیایی پر از درخشش امید برای تو و من

دنیایی پر از درخشش امید برای تو و من...........

 

(ترجمهء میثم امامی...19/2/83)

 

این ترجمه رو تقدیم می کنم به دوستان عزیزم علی رضا و ندا...با آرزوی خوشبختی و شادی برای هر دوشون...امیدوارم زمان اونها هم به زودی برسه....

 

 



 

میثم امامی
 
دوشنبه ۱٠ آذر ،۱۳۸٢

کليپ ( داستان عشق)

 

سلام.

قبول کنید دیگه....حق بدید به من....آخه تو این وانفسای درس و کار و کنکور کارشناسی ارشد و ترجمه های خود دانشگاه و تدریس و..... بهم حق بدید که شرمندهء ترجمه دون بشم....نشد دیگه!! چیکارش کنم....باور کنید دو سه ماه بود تصمیم داشتم این شعر رو بترجمم و تقدیم کنم، اما....تنبلم هستم ها....بگذریم..... آقا، پسره عاشق میشه...آقا یه دل نگو هزار دل عاشق میشه و.....دختره هم عاشق می شه...چه شود!!!! خلاصه خاستگاری و مبارکه و.....آره دیگه.......اما دل قافل که دختره بنده خدا مریضه و باید آخر فیلم حتمن حتمن بمیره.....تا اشکام در نیومده بگم که این همون داستان عشقی معروف والبته قدیمیه...ولی چون خودم خیلی از کلیپش خوشم اومد و حفظش هم کردم و گه گاه زمزمه می کنم، دوست داشتم شما هم بخونیدش.....بابا یه خورده ذوق داشته باشید...قرار شد در خواست ترجمه بدید مثلن....در ضمن اگر دوست داشتید و به من دست رسی داشتید می تونید بهم ایمیل بزنید تا سی دی کلیپ هر سه تا ترجمهء ترجمه دون رو براتون بیارم. تا یادم نرفته بگم که این ترجمهء نا قابل رو به دوست عزیزم  "پیام" تقدیم می کنم، البته امیدوارم هنوز مبایلشو نفروخته باشه!!!! انتقاد یادتون نره ها.(راستي، شرمندم که نتونستم تصوير مناسبی برای اين مطلب پيدا کنم...به خوشگلی خودتون ببخشيد)http://zom.free.fr/images/feelings/love%20story.jpg

 

From the Movie "Love Story
Performed by Andy Williams

Where do I begin
To tell the story of how great a love can be
The sweet love story that in older that the sea
The simple truth about the love she brings to me
Where do I start

With her first hello
She gave a meaning to this empty world of mine
There'd never be another love, another time
She came into my life and made the living fine
She fills my heart

She fills my heart with ver special things
With angel songs, with wild imaginings
She fills my soul with so much love
That anywhere I go, I'm never lonely
With her along who could be lonely
I reach for her hand, it's always there

*How long does it last
Can love be measured by the hours in a day
I have no answers now but this much I can say
I know I'll need her till the stars all burn away
And she'll be there

 

 

 

بر گرفته از فیلم ( داستان عشق)

با اجرای اندی ویلیامز.

 

از کجا آغاز کنم،

داستان عظمت عشق را،

داستان لطیف عشق، حکایتی که به وسعت همهء بودن است

داستانی که حقیقتی ساده است از عشقی که او به من ارزانی می کند

از کجا شروع کنم....

 

با اولین سلامش

چنان معنایی به زندگی پوچ من بخشید

که پس از او،دیگر هرگز عشقی برایم معنا ندارد

او به زندگیم پای گذاشت و زیستنم را سامان بخشید

او قلبم را سرشار می کند،

 

او قلبم را از همهء یکیها و یگانگی ها،

از آواز فرشتگان و تصاویری بکر سرشار می کند

او روحم را آنقدر از عشق لبریز می کند،

که هر جا بروم هرگز تنها نیستم،

با بودن او تنهایی معنایی ندارد

و سر انجام روزی به دستهای او خواهم رسید

دستهایی که همیشه در کنارم هستند

 

عمر این عشق تا به کی خواهد بود؟

آیا به راستی می توان امتداد عاشقی را اندازه گرفت؟

گرچه اکنون نمی توانم پاسخی برای این سوال بیابم،

همینقدر می توانم بگو یم که،

می دانم احتیاجم به بودنش،تا سقوط همهء ستارگان،پا برجا خواهد بود

و می دانم که او همیشه در کنارم می ماند.

 

میثم امامی
 
جمعه ٤ مهر ،۱۳۸٢

موسيقی متن تايتانيک ( قلبم پا يدار خواهد ماند)

سلام.

اول کلام می خوام از همتون به خاطر تأخیری که داشتم معذرت خواهی کنم. دلایل کمبود سعادت این حقیر کوچولو هم به تفصیل تو وبلاگ پاییزهست، اینجا دیگه زیاد سرتونو درد نمیارم. اما به قول استاد شهیدی let’s get do the job.. در مورد تایتانیک و سلین دیون و موسیقی متن این فیلم، چیزای زیادی برای گفتن هست، ولی من دو سه نکتهء مهمشو می گمو می رم سر ترجمه. اول اینکه این سلین خوانوم بچهء آخر یه خا نوادهء کبکی بوده ( کبک یکی از شهرای کاناداست ) حالا فکر می کنید ایشون چند تا خواهروبراد ربزرگرتردارن؟ همش سیزده تا!!! قابل توجه اونایی که می گن " فرزند کمتر....". اسم ایشون هم از روی آوازی که مادرش درزمان بارداری می خونده انتخاب شده. خداروشکر از این رسما تو فرهنگ ما نیست، وگرنه الان اسم من...........خا نوم دیون در سال 98 شش جایزه دریافت کرد که دو تا از اونا برای موسیقی متن و تک آهنگ معروف فیلم تایتا نیک بود.

ترجمهء این آهنگ قشنگ روتقدیم می کنم به دوست و خواهرعزیزم الهام خوانوم که همیشه از مشهد به من لطف داره.

راستی آخرش ما نفهمیدیم این تایتانیک دختره بود؟ پسره بود یا سلین دیون؟ یه درخواست کوچولو هم ازتون دارم: تو رو خدا از این ترجمه انتقاد کنید.

 

 

My heart will go on. by “ Celine Dion”

Every night in my dreams
I see you, I feel you,
That is how I know you go on
 
Far across the distancehttp://images.art.com/images/PRODUCTS/large/10053000/10053827.jpg
And spaces between us
You have come to show you go on
 
Near, far, wherever you are
I believe that the heart does go on
Once more you open the door
And you're here in my heart
And my heart will go on and on 
 
Love can touch us one time
And last for a lifetime
And never let go till we're one 
 
Love was when I loved you
One true time I hold to
In my life we'll always go on http://www.angelfire.com/ga/wkb/images/Theship1.jpg
 
Near, far, wherever you are
I believe that the heart does go on
Once more you open the door 
And you're here in my heart
And my heart will go on and on
 
You're here, there's nothing I fear,
And I know that my heart will go on
We'll stay forever this way
You are safe in my heart
And my heart will go on and on
قلبم پایدار خواهد ماند. ( سلین دیون 1998)

هر شب در رؤیاهایم تو را می بینم و حست می کنم

اینگونه می دانم پایدارهستی

در فراسوی فاصلهء میان ما

تو آمده ای تا نشان دهی که پایدار خواهی بود

 

نزدیک یا دور، هر جا که باشی

ایمان دارم که این قلب پایدار است

یک بار دیگراین درچه را بگشاhttp://main.wgbh.org/wgbh/pages/mag/images/titanic.jpg

خواهی دید که در قلبم هستی،

و با بودنت قلبم پابرجا خواهد ماند

 

لطافت عشق تنها یک بار می تواند مارا لمس کند

و تا همیشه ادامه یابد

و این عشق هرگز تا لحظهء مرگمان رهایمان نخواهد کرد

 

عشق لحظه ای معنا یافت که من به تو عشق ورزیدم

زمانی ناب،همان لحظه ای که با همهء وجودم نگهش داشتم

و با این عشق است که زندگی من همواره پایدار خواهد ماند

 

نزدیک یا دور، هر جا که باشی

یقین دارم که این قلب پایدار است

یک بار دیگراین درچه را بگشا

خواهی دید که در قلبم هستی،

و با بودنت قلبم پابرجا خواهد ماند

 

تو اینجایی و با حضورت در کنارم، از هیچ چیز نخواهم ترسید

و می دانم که این قلب پایدار خواهد بود

تا همیشه، این راه را ادامه خواهیم داد

تا در قلب من هستی، در امان خواهی بود

و قلبم با حضورت همواره پابرجاست

 

میثم امامی
 
پنجشنبه ٩ امرداد ،۱۳۸٢

پد رخوانده Godfather

شاید همتون یا خیلی از شماها سری معروف ( پد رخوانده Godfather) رو د ید ید، اونایی هم که ند ید ن خوب برن ببینن. حتما موسیقی متن معروف این مجموعه روهم نوش جان فرمودین، خوب اگر نفرمودین می تو نین همین الان برین کنار یکی از خیابونای شلوغ شهرتون یا یکی از مدارس دخترونه ،  ( البته راه حل دوم زیاد مناسب نیست چون باید یه دو ماهی صبر کنید تا مدارس بازبشن ) اینجور جاها می تنونید این آهنگ رو، که با ارکست سمفونیک بوق اجرا می شه در طول اجرا دود هم سرو می کنن، گوش بد ین! اما بنده تو < ترجمه دون > زحمت کشیدم، جان کند ن فرمودم و متن این قطعه قشنگ رو ترجمانیدم، خودمونیما..... خیلی زحمت کشیدم! شاید توی دا نشکده یا بیرون دا نشکده ( ا گر د یده باشید م ) متوجه شد ید که ا ین آهنگ رو زمزمه می کنم، خوب دوسش دارم، مگه چیه! قبل از پرا ندن ترجمم، از دوستو هم کلاس عزیزم، علی رضا ، به خاطرمعرفی کردن کلیپ قشنگ ا ین آهنگ تشکر می کنم.

 

Speak Softly love by  Eric. Clapton

 

Speak softly love

And hold me warm against your heart

I feehttp://www.xuppa.com/images/auctions/godfather3.jpgl your words

The tender trembling moments start

 

We’re in the world

Our very own

Sharing a love that only

Few have ever known

 

Wine colored days, warmed by the sun

Deep velvet nights, when we are one

 

Speak softly love

So no one hears us but the sky

The vows of love we make

 Will live until we die

 

My life is yours

And all because

You came into my world with

Love so softly love

 

به نرمی سخن بگو ای عشق من (اریک کلپتن )

 

به نرمی سخن بگو ای عشق من

ومرا صمیمانه د رآغوش خود بفشار

با شنید ن آواهای تو

لحظات لرزان و شکنندهء من آغاز می شوند

 

ما هرد و در ا ین د نیاییم

و چه نزد یک به یکد یگر

با عشقی که کمتر کسی

هرگز آ نرا شناخته ا ست

 

روزهای شرا بی رنگ با هم بود نمان لبیرز ازگرمای خورشید ا ست

و شبهای ژرف و مخملینی که ما هر د و یکی هستیم

 

روزهای شرا بی رنگ با هم بود نمان لبیرز ازگرمای خورشید ا ست

و شبهای ژرف و مخملینی که ما هر د و یکی هستیم

 

زند گیم ازآ ن توست

تنها برای آ نکه تو با عشق به د نیای من وارد شدی

و با چه آ رامشی به د نیای من آ مدی ای عشق من

 

به نرمی سخن بگو ای عشق من

تا هیچ کس جز آسمان صدایمان را نشنود

پیمانهای عا شقانه ای که با هم بستیم

تا لحظهء مرگمان زنده خواهند ماند

 

به نرمی سخن بگو ای عشق من

تا هیچ کس جز آسمان صدایمان را نشنود

پیمانهای عا شقانه ای که با هم بستیم

تا لحظهء مرگمان زنده خواهند ماند

 

میثم امامی
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ